کاش در دهکده عشق فراواني بود توي بازار صداقت کمي ارزاني بود
کاش اگر گاه کمي لطف بهم ميکرديم مختصر بود ولي ساده وپنهاني بود
کاش به حرمت دل هاي مسافر هر شب روي شفاف ترين خاطره مهماني بود
کاش دريا کمي از درد خودش کم ميکرد قرض مي داد به ما هرچه پريشاني بود
مثل حافظ که پر از معجزه و الهام است کاش رنگ شب ما هم کمي عرفاني بود
چه قدر شعر نوشتيم براي باران . . . غافل از ان دل ديوانه که باراني بود
کاش سهراب نمي رفت به اين زودي ها دل پر از صحبت اين شاعر کاشاني بود
کاش دل ها پر از افسانه نيما مي شد و به يادش همه شب ماه چراغاني بود
کاش . . . .
چرا ادما هميشه توي دلشون يه ارزو دارن تو چه ارزويي داري؟
دوستانم اگه دوست داشتيد بزرگترين ارزوي خودتون رو بگيد